پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۶

پرند بوی گل پیراهن او

هوای صبح گرد دامن او

گلی دارم که از جوش نزاکت

کم از چیدن نباشد دیدن او

به بوی گل قسم بیرون میارید

ز جسم نازکش پیراهن او

که ترسم سایهٔ مژگان شوخش

کند جا چون رگ گل در تن او

مرا بی او وجودی نیست جویا

توانم خویش را گفتن من او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۸گلستان بی‌بر رویی به زندان می‌زند پهلو
  2. شمارهٔ ۹۹۹بسکه نرم و صاف باشد سربسر اعضای او
  3. شمارهٔ ۱۰۰۰جواب ناله ام را کی دهد چشم سیاه او
  4. شمارهٔ ۱۰۰۱نیست آسان چارهٔ دیوانهٔ گیسوی او
  5. شمارهٔ ۱۰۰۲بس که سنگینم ز بار غم به راه جست‌و‌جو
  6. شمارهٔ ۱۰۰۳صحبت بی نفاق یاران کو
  7. شمارهٔ ۱۰۰۴نه همین پیچد به خود از شوق رویت موی تو
  8. شمارهٔ ۱۰۰۵حسن از تاب و تب است از شعلهٔ دیدار او
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.