پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۵

چشم بد دور آفتاب می نماید بر زمین

هر کجا نقش کف پای تو افتد بر زمین

تا به کی تن پروری سازی شعار خود، که گرد

هر قدر گردد آخر نشیند بر زمین

از عروج طالعت ای مدعی بر خود مبال

هر که از بالاتر افتد می خورد بد بر زمین

رنگ رخسارش هوا گیرد شبی گر در خمار

صبح از شبنم گلاب ناب پاشد بر زمین

عشقبازت را برد صحرا به صحرا جذب عشق

هر قدر پا گرد باد آسا بمالد بر زمین

گشته جویا ابر تا آبستن احسان بحر

آبرو پیوسته از باران بریزد بر زمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۷ریخت مژگانت که ویرانی بود آباد ازو
  2. شمارهٔ ۹۹۸گلستان بی‌بر رویی به زندان می‌زند پهلو
  3. شمارهٔ ۹۹۹بسکه نرم و صاف باشد سربسر اعضای او
  4. شمارهٔ ۱۰۰۰جواب ناله ام را کی دهد چشم سیاه او
  5. شمارهٔ ۱۰۰۱نیست آسان چارهٔ دیوانهٔ گیسوی او
  6. شمارهٔ ۱۰۰۲بس که سنگینم ز بار غم به راه جست‌و‌جو
  7. شمارهٔ ۱۰۰۳صحبت بی نفاق یاران کو
  8. شمارهٔ ۱۰۰۴نه همین پیچد به خود از شوق رویت موی تو
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.