پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۴

شعلهٔ حسن ز تو سینهٔ سوزان از من

لب خندان ز تو و دیدهٔ گریان از من

سرکشی از تو و ناز از تو تغافل از تو

عجز و زاری و دل و دین و سر و جان از من

چه ضرر می رسد از گریهٔ من ناصح را

دل خونین ز من، اشک از من و دامان از من

نسبت ما و تو ای عشق چو مهر و سحر است

از تو سرپنجهٔ زرین و گریبان از من

سایه سان در پی خود خاک نشینم کردی

چه خطا آمده ای سرو خرامان از من

غیر را گو چه شود با هم اگر صلح کنیم

دل جمع از تو و آن زلف پریشان از من

با زبان نگه از جوش حیا نرگس یار

با من اسرار سرا آمده پنهان از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۶چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
  2. شمارهٔ ۹۸۷چنان یکباره ترک تیغ باز من برید از من
  3. شمارهٔ ۹۸۸شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
  4. شمارهٔ ۹۸۹عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
  5. شمارهٔ ۹۹۰شمعی که مرا روشنی جان تن است آن
  6. شمارهٔ ۹۹۱ساقیا رحمی بر احوال من افتاده کن
  7. شمارهٔ ۹۹۲حیف باشد واله دنیای دون پرور شدن
  8. شمارهٔ ۹۹۳خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.