پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۷

چنان یکباره ترک تیغ باز من برید از من

کز آن قطع نظر خونابهٔ حسرت چکید از من

به نیروی محبت کرد صید خویشتن دل را

بسان دام ماهی هر قدر دامن کشید از من

چنان هر قطره خون دیده ام بر خاک می غلتد

که شد صحرای امکان محشر چندین شهید از من

چرا در عالم دیوانگی نازم ز تنهائی

که وحشت رام من گردید اگر الفت برید از من

همین دل را نه تنها منصب بی طاقتی باشد

که هر عضوی جدا در خون حسرت می تپید از من

شبیه صفحهٔ تصویر گردد پردهٔ گوشش

به یاد عارض او ناله ای هر کس شنید از من

غرور حسن و بیباکی و استغنا و ناز از تو

نیاز و احتیاج و عجز و زاری و امید از من

دلم در دست ناز اوست لوح مشق معشوقی

به هر کس سرگردان شد، انتقام او کشید از من

ز روی غیر چشم لطف جویا بر نمی دارد

نمی دانم نگاه نازپروردش چه دید از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۹عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
  2. شمارهٔ ۹۹۰شمعی که مرا روشنی جان تن است آن
  3. شمارهٔ ۹۹۱ساقیا رحمی بر احوال من افتاده کن
  4. شمارهٔ ۹۹۲حیف باشد واله دنیای دون پرور شدن
  5. شمارهٔ ۹۹۳خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن
  6. شمارهٔ ۹۹۴به خود بست آنکه ز آب و تاب خود چون گوهر غلتان
  7. شمارهٔ ۹۹۵چشم بد دور آفتاب می نماید بر زمین
  8. شمارهٔ ۹۹۶پرند بوی گل پیراهن او
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.