پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۰

غیر را امشب کباب از اختلاط یار کن

باده بستان از کفش در کاسهٔ اغیار کن

آمد و رفت نفس پیوسته در سوهانگری است

چند بی اندامی ای دل، خویش را هموار کمن

جام طاقت را که در هجر تو پرخون دل است

از شراب رنگ و بو چون گل بیا سرشار کن

سوختی چون در غم او، شکوه کافر نعمتی است

داغهای سینه را مهر لب اظهار کن

العطش زن گشته سرتا پا وجودم ساقیا

این سفال تشنه لب را رشحه ای در کار کن

از تبسم ریز در پیمانه ام صاف مراد

باده در جام من و خون در دل اغیار کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۲امروز چون توان به مدارا گریستن
  2. شمارهٔ ۹۸۳چراغ دودهٔ مجد و علا امام حسین
  3. شمارهٔ ۹۸۴شعلهٔ حسن ز تو سینهٔ سوزان از من
  4. شمارهٔ ۹۸۵شد بهار و گشت عالم گلستان، ما همچنان
  5. شمارهٔ ۹۸۶چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
  6. شمارهٔ ۹۸۷چنان یکباره ترک تیغ باز من برید از من
  7. شمارهٔ ۹۸۸شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
  8. شمارهٔ ۹۸۹عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.