پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۲

امروز چون توان به مدارا گریستن

باید چو ابر دجله و دریا گریستن

در ماتم حسین علی گر نریزی اشک

بر حال خویش گریه کن از ناگریستن

کارم در این غم است چو شمع سر مزار

دوری ز خلق جستن و تنها گریستن

چون دام ماهی از همه تن چشم تر شوی

خواهی به مدعای دل ما گریستن

مرغ کباب وار از این غم بر آتشم

کار من است با همه اعضا گریستن

امروز اگر ز دیده فشانی سرشک غم

فردا رسد به داد تو جویا، گریستن

از حضرت تو چشم شفاعت بود مرا

دستم بگیر روز جزا یا گریستن!‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۴شعلهٔ حسن ز تو سینهٔ سوزان از من
  2. شمارهٔ ۹۸۵شد بهار و گشت عالم گلستان، ما همچنان
  3. شمارهٔ ۹۸۶چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
  4. شمارهٔ ۹۸۷چنان یکباره ترک تیغ باز من برید از من
  5. شمارهٔ ۹۸۸شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
  6. شمارهٔ ۹۸۹عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
  7. شمارهٔ ۹۹۰شمعی که مرا روشنی جان تن است آن
  8. شمارهٔ ۹۹۱ساقیا رحمی بر احوال من افتاده کن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.