پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۸

لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن

ظلم می داری روا ظالم چرا بر خویشتن

رخنه ها ترسم فتد بر سقف خلوتخانه ات

بسکه از بوی تو می بالد هوا بر خویشتن

آنچه بر گرد رخش بینی نه عقد گوهر است

بسته از بالای رخسارش صفا بر خویشتن

دولت دنیا نمی داری روا بر دشمنت

حیرتی دارم که چون داری روا بر خویشتن

مطلبم جویا به یک گفتن مکرر می شود

بسکه می لرزد ز بیمش مدعا بر خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۰چون شمع برافروختی از باده کشیدن
  2. شمارهٔ ۹۷۱چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟
  3. شمارهٔ ۹۷۲تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمن
  4. شمارهٔ ۹۷۳دل آگاه آزاد است از اندیشهٔ مردن
  5. شمارهٔ ۹۷۴به سعی در طلبش راه جستجو سر کن
  6. شمارهٔ ۹۷۵از عاشقان چه گویم و صبر و توانشان
  7. شمارهٔ ۹۷۶تا نهاد آن آفتاب شعله خو پا در چمن
  8. شمارهٔ ۹۷۷ساز شد در پردهٔ خاموشی آخر جنگ من
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.