پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۵

از عاشقان چه گویم و صبر و توانشان

خندان بود چو لاله دل خونفشانشان

رفتم پی سراغ دل و دیده یافتم

در انتهای وادی وحشت نشانشان

عشاق را شکست غم از بس رسیده است

عقد گهر شده قلم استخوانشان

رسیده است به جایی عروج مستی من

که گشته درد می ناب گرد هستی من

هزار شکر که از فیض خاکساریها

رسانده است به معراج پایه پستی من

می شود سبز نهال سخن از جوی دهن

معنی تازه بود قوت بازوی دهن

شکوهٔ روی تو زینت ده لب گشت مرا

شد چو گل خون دلم غاره کش روی دهن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۷ساز شد در پردهٔ خاموشی آخر جنگ من
  2. شمارهٔ ۹۷۸بوسی ز کنج لعل لبش انتخاب کن
  3. شمارهٔ ۹۷۹انکسار مرا تماشا کن
  4. شمارهٔ ۹۸۰غیر را امشب کباب از اختلاط یار کن
  5. شمارهٔ ۹۸۱ساقی بیار باده و عیشم به کام کن
  6. شمارهٔ ۹۸۲امروز چون توان به مدارا گریستن
  7. شمارهٔ ۹۸۳چراغ دودهٔ مجد و علا امام حسین
  8. شمارهٔ ۹۸۴شعلهٔ حسن ز تو سینهٔ سوزان از من
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.