پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۳

دل آگاه آزاد است از اندیشهٔ مردن

چراغ طور عرفان را نباشد بیم افسردن

رمیدن باعث الفت شود روشن روانان را

که موج آغوش بگشاید ز هر پهلو تهی کردن

بود دایم دلش ز اندیشهٔ روز حساب ایمن

شعار هر که باشد در جهان بر خویش نسپردن

ز بس هر ذره ام را شوق استقبال او باشد

چو شمعم داغ دل از جای خیزد یک سر و گردن

توان دریافتن راز دل از چشم سخن گویش

به معنی همچنان کز لفظ جویا پی توان بردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۵از عاشقان چه گویم و صبر و توانشان
  2. شمارهٔ ۹۷۶تا نهاد آن آفتاب شعله خو پا در چمن
  3. شمارهٔ ۹۷۷ساز شد در پردهٔ خاموشی آخر جنگ من
  4. شمارهٔ ۹۷۸بوسی ز کنج لعل لبش انتخاب کن
  5. شمارهٔ ۹۷۹انکسار مرا تماشا کن
  6. شمارهٔ ۹۸۰غیر را امشب کباب از اختلاط یار کن
  7. شمارهٔ ۹۸۱ساقی بیار باده و عیشم به کام کن
  8. شمارهٔ ۹۸۲امروز چون توان به مدارا گریستن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.