پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۰

کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان

شعله می رقصد بهرنگ شمع بزمم بر زبان

جلوهٔ توحید را هر ملتی آیینه است

شاهد معنی نماید در لباس هر زبان

خامشی باشد هنر در کیش ارباب کمال

در دهن دزدیده دارد حلقهٔ جوهر زبان

گر بنرمی آشنا شد خوبتر از مرهم است

ور به تندی ساخت باشد بدتر از نشتر زبان

عیب باشد پیش ارباب ر توصیف خویش

بس بود در خودستایی تیغ را جوهر زبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۲از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهن
  2. شمارهٔ ۹۶۳نیست جای پانهادن بر زمین
  3. شمارهٔ ۹۶۴در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
  4. شمارهٔ ۹۶۵ساعد او می زند بر شمع کافور آستین
  5. شمارهٔ ۹۶۶خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
  6. شمارهٔ ۹۶۷برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!‏
  7. شمارهٔ ۹۶۸لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن
  8. شمارهٔ ۹۶۹از آن دو لب چه گل کام می توان چیدن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.