پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۴

در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین

نقش پا در اضطراب افتاد چون دل بر زمین

بسکه از آهم غبارآلود شد روی هوا

قطرهٔ باران فتد چون مهرهٔ گل بر زمین

درد برخیزد به جای گرد از جولانگهش

بسکه گردیده است فرش راه او دل بر زمین

در خطر باشد مدام از رهزن ریگ روان

کاروان نقش پا تا کرده منزل بر زمین

رونق زهد است می نوشی که بی حاصل بماند

خاک خشک از فیض باران تا نشد گل بر زمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۶خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
  2. شمارهٔ ۹۶۷برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!‏
  3. شمارهٔ ۹۶۸لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن
  4. شمارهٔ ۹۶۹از آن دو لب چه گل کام می توان چیدن
  5. شمارهٔ ۹۷۰چون شمع برافروختی از باده کشیدن
  6. شمارهٔ ۹۷۱چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟
  7. شمارهٔ ۹۷۲تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمن
  8. شمارهٔ ۹۷۳دل آگاه آزاد است از اندیشهٔ مردن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.