پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۳

نیست جای پانهادن بر زمین

پرگل است امروز سرتاسر زمین

بسکه بار منت زلفت کشد

می گدازد نافه آهو بر زمین

در غمش از تندباد آه ما

باخت همچون آسمان لنگر زمین

لاله و گل می دهد بوی کباب

تا شد از یک قطره اشکم تر زمین

در نظر از جوش رنگارنگ گل

کرده هر دم جلوهٔ دیگر زمین

بسکه پرکین دید از هر سبزه ای

می کشد بر آسمان خنجر زمین

وادون از بسکه جویا پرگلست

پا خورد هر کس رود زین سرزمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۵ساعد او می زند بر شمع کافور آستین
  2. شمارهٔ ۹۶۶خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
  3. شمارهٔ ۹۶۷برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!‏
  4. شمارهٔ ۹۶۸لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن
  5. شمارهٔ ۹۶۹از آن دو لب چه گل کام می توان چیدن
  6. شمارهٔ ۹۷۰چون شمع برافروختی از باده کشیدن
  7. شمارهٔ ۹۷۱چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟
  8. شمارهٔ ۹۷۲تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.