پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی

جویای تبریزی

غزلیات

۱,۰۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۰۲۱ زفیض فکر شب ها چون به دور شمع، پروانه
  2. شمارهٔ ۱۰۲۲ سال سال از من نمی رسی چه جای ماه ماه
  3. شمارهٔ ۱۰۲۳ به جام لاله می رنگ تا بود در کوه
  4. شمارهٔ ۱۰۲۴ برنتابد دیدهٔ خونین ما بار نگاه
  5. شمارهٔ ۱۰۲۵ رفتیم ز بس با دل پر شور در این راه
  6. شمارهٔ ۱۰۲۶ می کشد عکس ترا پر تنگ در بر آینه
  7. شمارهٔ ۱۰۲۷ زان چشم مست کار صبوحی کند نگاه
  8. شمارهٔ ۱۰۲۸ به زر نگین صفت از بس دل تو بند شده
  9. شمارهٔ ۱۰۲۹ در دلم از گریه دایم سخت تر گردد گره
  10. شمارهٔ ۱۰۳۰ ز اشک آخر به دل فیضی رسد آهسته آهسته
  11. شمارهٔ ۱۰۳۱ غنچه بی جلوهٔ دیدار تو دل تنگ شده
  12. شمارهٔ ۱۰۳۲ الهی در ره فقرم شکوه پادشاهی ده
  13. شمارهٔ ۱۰۳۳ نور عرفان در دل صافی ضمیران برده راه
  14. شمارهٔ ۱۰۳۴ پرتو افکن گشت رخسار تو تا در آینه
  15. شمارهٔ ۱۰۳۵ کردم از لخت جگر طرح زبان تازه ای
  16. شمارهٔ ۱۰۳۶ گشتم اسیر نوگل بلبل ندیده ای
  17. شمارهٔ ۱۰۳۷ دل چیست واله نگه ترک زاده ای
  18. شمارهٔ ۱۰۳۸ صورت حالش دگرگون شد ز گل رخساره‌ای
  19. شمارهٔ ۱۰۳۹ دوش بر قلب دل غم زده غافل زده ای
  20. شمارهٔ ۱۰۴۰ آه که امشب چه‌ها با دل ما کرده‌ای
  21. شمارهٔ ۱۰۴۱ ای دل از فیض محبت چه بسامان شده ای
  22. شمارهٔ ۱۰۴۲ عید من باشد گرفتاری به یار تازه ای
  23. شمارهٔ ۱۰۴۳ منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای
  24. شمارهٔ ۱۰۴۴ باز از تغافلی صف پیمان شکسته ای
  25. شمارهٔ ۱۰۴۵ از برم دل می برد هر دم به رنگ تازه ای
  26. شمارهٔ ۱۰۴۶ تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای
  27. شمارهٔ ۱۰۴۷ خیال تندخویی با دلم سر می‌کند بازی
  28. شمارهٔ ۱۰۴۸ ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی
  29. شمارهٔ ۱۰۴۹ چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی
  30. شمارهٔ ۱۰۵۰ نهانی در حجاب زندگانی
  31. شمارهٔ ۱۰۵۱ می افزود چراغ زندگانی
  32. شمارهٔ ۱۰۵۲ تا مرا شد با تو ای گل پیرهن دلبستگی
  33. شمارهٔ ۱۰۵۳ دست ریزش ساقیا هرگز مباد از ما کشی
  34. شمارهٔ ۱۰۵۴ ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمری
  35. شمارهٔ ۱۰۵۵ گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری
  36. شمارهٔ ۱۰۵۶ ای من فدای نام تو یا مرتضی علی
  37. شمارهٔ ۱۰۵۷ سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی
  38. شمارهٔ ۱۰۵۸ ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
  39. شمارهٔ ۱۰۵۹ چه خواهد شد دمی با غنچه هم‌آواز اگر باشی
  40. شمارهٔ ۱۰۶۰ خود را چو زخود جدا بیابی
  41. شمارهٔ ۱۰۶۱ زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهی
  42. شمارهٔ ۱۰۶۲ تا قیامت در شکنج دام زلف دلبری
  43. شمارهٔ ۱۰۶۳ دل دیوانهٔ عشق تو از هر قطرهٔ خونی
  44. شمارهٔ ۱۰۶۴ چند دل را به جهان گذران شاد کنی؟
  45. شمارهٔ ۱۰۶۵ خوش آن رندی که مینا را به ساغر می کند خالی
  46. شمارهٔ ۱۰۶۶ شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی
  47. شمارهٔ ۱۰۶۷ ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری
  48. شمارهٔ ۱۰۶۸ جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی
  49. شمارهٔ ۱۰۶۹ اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری
  50. شمارهٔ ۱۰۷۰ کشید شور جنونم سوی بیابانی
  51. شمارهٔ ۱۰۷۱ دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
  52. شمارهٔ ۱۰۷۲ در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
  53. شمارهٔ ۱۰۷۳ از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی
  54. شمارهٔ ۱۰۷۴ عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی
  55. شمارهٔ ۱۰۷۵ دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی
  56. شمارهٔ ۱۰۷۶ از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگی
  57. شمارهٔ ۱۰۷۷ تا دور ز رخ نقاب کردی
  58. شمارهٔ ۱۰۷۸ به چشمم موج می دور از تو شمشیر است پنداری
  59. شمارهٔ ۱۰۷۹ از هر که گشت محو تو مستور نیستی
  60. شمارهٔ ۱۰۸۰ این چه بیداد است ای شمشاد قامت می‌کنی

متن اشعار به نقل از گنجور.