فهرست اشعار
- شمارهٔ ۹۰۱ در سراغ تو غبار رم عنقا گشتیم
- شمارهٔ ۹۰۲ خیال ساغر چشم تو کرده مدهوشم
- شمارهٔ ۹۰۳ بیخطا از بس رساند زخم بر بالای زخم
- شمارهٔ ۹۰۴ تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه ام
- شمارهٔ ۹۰۵ به تماشای تو بشفت بهار نگهم
- شمارهٔ ۹۰۶ چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام
- شمارهٔ ۹۰۷ ز بیتابی شود هردم فزونتر آتش شوقم
- شمارهٔ ۹۰۸ گرفت عشقش ازین دست اگر گریانم
- شمارهٔ ۹۰۹ دهد بوی جگر پرکاله آهم
- شمارهٔ ۹۱۰ از وصال مایوس است این دلی که من دارم
- شمارهٔ ۹۱۱ بسکه تلخی چشانده هجرانم
- شمارهٔ ۹۱۲ فزونتر گردد از زهد ریایی نخوت مردم
- شمارهٔ ۹۱۳ شبی کز یاد آن مه بر جگر دندان بیفشارم
- شمارهٔ ۹۱۴ عشق در زنهار باشد از دل غم پیشه ام
- شمارهٔ ۹۱۵ دل را اسیر پیچش آن مو گذاشتیم
- شمارهٔ ۹۱۶ نمک پروردهٔ لعلت تکلم
- شمارهٔ ۹۱۷ بزم رقصی زا ن نگار سیمبر می خواستیم
- شمارهٔ ۹۱۸ تا به معراج فنا یعنی شهادتگاه عشق
- شمارهٔ ۹۱۹ گل دیدار ترا چون پی چیدن رفتم
- شمارهٔ ۹۲۰ چون آینه بر روی تو مدهوش نگاهم
- شمارهٔ ۹۲۱ دل پراضطرابی؛ دست و پا گم کردهای دارم
- شمارهٔ ۹۲۲ در چمن با درد عشقت گر دمی منزل کنم
- شمارهٔ ۹۲۳ خاک راه آن سیه مستم به هنگام خرام
- شمارهٔ ۹۲۴ سبز در خون جگر شد ریشهٔ اندیشه ام
- شمارهٔ ۹۲۵ خموشم ارچه به ظاهر ولی پر از سخنم
- شمارهٔ ۹۲۶ مرا بس بود روز دیوان عام
- شمارهٔ ۹۲۷ شدم پیر و همان مغلوب نفس غفلت آیینم
- شمارهٔ ۹۲۸ طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلم
- شمارهٔ ۹۲۹ به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم
- شمارهٔ ۹۳۰ زخنده ساغر بر لب رسیده ای دارم
- شمارهٔ ۹۳۱ خود را به تو بی راحله رفتم برسانم
- شمارهٔ ۹۳۲ تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
- شمارهٔ ۹۳۳ رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم
- شمارهٔ ۹۳۴ ز لعل او دلی شوریده دارم
- شمارهٔ ۹۳۵ از سکوت افشای اسرار نهانی کرده ایم
- شمارهٔ ۹۳۶ عذار لعلگون خوب است از خوبان به هم سودن
- شمارهٔ ۹۳۷ زین بیش جور با دل خونین ما مکن
- شمارهٔ ۹۳۸ بی جان بود قدح شب آدینه بر زمین
- شمارهٔ ۹۳۹ شب پا نهد چو مست می ناب بر زمین
- شمارهٔ ۹۴۰ جهان را محتسب، چندی به کام می پرستان کن!
- شمارهٔ ۹۴۱ چو یافت لذت بیداد خنجر مژگان
- شمارهٔ ۹۴۲ چه می شود؟ نفسی در کنار ما بنشین!
- شمارهٔ ۹۴۳ آنچه در حق گلستان می کند فصل خزان
- شمارهٔ ۹۴۴ تو و نامهربانی و به قصد ما میان بستن
- شمارهٔ ۹۴۵ نخواهد کرد گردون بعد از این آهنگ جنگ من
- شمارهٔ ۹۴۶ گر چنین در ضعف دایم بگذرد احوال من
- شمارهٔ ۹۴۷ کام دل از لب شکرشکنی شیرین کن
- شمارهٔ ۹۴۸ در دیار همتم فرش است گوهر بر زمین
- شمارهٔ ۹۴۹ بر لب منه پیالهٔ سرشار بیش ازین
- شمارهٔ ۹۵۰ تو و مستی و ناز و عشوه و مغرور خود بودن
- شمارهٔ ۹۵۱ چو رو از برقع آن رشک قمر می آورد بیرون
- شمارهٔ ۹۵۲ آشفته زلف را ز صبا میکنی، مکن!
- شمارهٔ ۹۵۳ بی سخن نیست ترا یک سر مو بیش دهن
- شمارهٔ ۹۵۴ کی کمال مرد بدخو بر کسی گردد عیان
- شمارهٔ ۹۵۵ چون شمیم غنچه آیی گر ز قید دل برون
- شمارهٔ ۹۵۶ خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن
- شمارهٔ ۹۵۷ ز پهلوی ریاضت کسب انوار سعادت کن
- شمارهٔ ۹۵۸ پنهان تراست ساعد سیمین در آستین
- شمارهٔ ۹۵۹ ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
- شمارهٔ ۹۶۰ کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان
متن اشعار به نقل از گنجور.