پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۱

دل پراضطرابی؛ دست و پا گم کرده‌ای دارم

سری؛ با کافری راه خدا گم کرده‌ای دارم

به خوب و زشت چون آینه نبود راحت و رنجم

به حیرانی ضمیر مدعا گم کرده‌ای دارم

به خود از کوی بیهوشی چنان آهسته می‌آیم

که پنداری در این ره جابه‌جا گم کرده‌ای دارم

به غیر از ساده‌لوحی نیست گر جمعیت خاطر

طمع از چرخ یعنی دست و پا گم کرده‌ای دارم

به جای اشک جویا ریخت مشک تر به دامانم

دل در کوچهٔ زلف دو تا گم کرده‌ای دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۳خاک راه آن سیه مستم به هنگام خرام
  2. شمارهٔ ۹۲۴سبز در خون جگر شد ریشهٔ اندیشه ام
  3. شمارهٔ ۹۲۵خموشم ارچه به ظاهر ولی پر از سخنم
  4. شمارهٔ ۹۲۶مرا بس بود روز دیوان عام
  5. شمارهٔ ۹۲۷شدم پیر و همان مغلوب نفس غفلت آیینم
  6. شمارهٔ ۹۲۸طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلم
  7. شمارهٔ ۹۲۹به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم
  8. شمارهٔ ۹۳۰زخنده ساغر بر لب رسیده ای دارم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.