پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۷

شدم پیر و همان مغلوب نفس غفلت آیینم

همان همچون شرر در خاره مست خواب سنگینم

عجب دارم که لعلش آشنایی با لبم جوید

مگر بر لب رسد در آرزویش جان شیرینم

چو آن خلوت که از گلجام باشد تا بدان او را

به دلها روشنی بخش است معنیهای رنگینم

جواب مدعی نشنیده گوشی از لب صبرم

که هرگز بر نمی گیرد صدا از کوه تمکینم

زبان سرمهٔ دنباله دار چشم او گوید

که این بیمار را من در حقیقت شمع بالینم

ندارم دوستی و دشمنی با هیچ کس جویا!‏

همین از دوستان دوستی و دشمنی کینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۹به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم
  2. شمارهٔ ۹۳۰زخنده ساغر بر لب رسیده ای دارم
  3. شمارهٔ ۹۳۱خود را به تو بی راحله رفتم برسانم
  4. شمارهٔ ۹۳۲تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
  5. شمارهٔ ۹۳۳رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم
  6. شمارهٔ ۹۳۴ز لعل او دلی شوریده دارم
  7. شمارهٔ ۹۳۵از سکوت افشای اسرار نهانی کرده ایم
  8. شمارهٔ ۹۳۶عذار لعل‌گون خوب است از خوبان به هم سودن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.