پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۸

طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلم

یار می خواهد دلم، بسیار می خواهد دلم

ساقیا گرد سرت پیمانه را سرشار کن

بیدماغم مستی سرشار می خواهد دلم

جام عیش اهل ظاهر سخت بی کیفیت است

جرعه ای از بادهٔ اسرار می خواهد دلم

بی نصیب از کاوکاو خار حسرت باد اگر

بی تو گل بر گشوهٔ دستار می خواهد دلم

ساقی امشب بر سر خود زن گل پیمانه را

ساغر لبریز استغفار می خواهد دلم

در خور عقلست جویا رنج اهل روزگار

راحتی چون صورت دیوار می خواهد دلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۰زخنده ساغر بر لب رسیده ای دارم
  2. شمارهٔ ۹۳۱خود را به تو بی راحله رفتم برسانم
  3. شمارهٔ ۹۳۲تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
  4. شمارهٔ ۹۳۳رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم
  5. شمارهٔ ۹۳۴ز لعل او دلی شوریده دارم
  6. شمارهٔ ۹۳۵از سکوت افشای اسرار نهانی کرده ایم
  7. شمارهٔ ۹۳۶عذار لعل‌گون خوب است از خوبان به هم سودن
  8. شمارهٔ ۹۳۷زین بیش جور با دل خونین ما مکن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.