پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۹

به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم

به غیر درد که بر دل فزود ازین مردم

مدار چشم نکویی و جود ازین مردم

زیان مکن به تمنای سود ازین مردم

دلم چو آبله در راه آشنایی ها

کدام روز که پرخون نبود ازین مردم

مدام زورق جان از عناصر افتاده است

به چارموجهٔ بحر وجود ازین مردم

چه مایه نفع که از نقد عمر برگیرد

کسی که نیستش امید سود ازین مردم

چو عقربت زده با نیش غیبت از دنبال

ترا حضور تو هر کس ستود ازین مردم

ز خلق گوش و زبانم به راحت افتاده است

که بسته شد ره گفت و شنود ازین مردم

ز سرعت اثر زهر مار باخبر است

کناره جوی شد آنکس که زود ازین مردم

به غیر چاک گریبان و زخم سینه نبود

دری به روی دلم گر گشود ازین مردم

به غیر آنکه گناه نکرده را بخشند

مدار جویا امید جود ازین مردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۱خود را به تو بی راحله رفتم برسانم
  2. شمارهٔ ۹۳۲تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
  3. شمارهٔ ۹۳۳رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم
  4. شمارهٔ ۹۳۴ز لعل او دلی شوریده دارم
  5. شمارهٔ ۹۳۵از سکوت افشای اسرار نهانی کرده ایم
  6. شمارهٔ ۹۳۶عذار لعل‌گون خوب است از خوبان به هم سودن
  7. شمارهٔ ۹۳۷زین بیش جور با دل خونین ما مکن
  8. شمارهٔ ۹۳۸بی جان بود قدح شب آدینه بر زمین
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.