پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۵

از سکوت افشای اسرار نهانی کرده ایم

عرض حالی با زبان بی زبانی کرده ایم

مغز جان ما نمک پروردهٔ عشق است عشق

عمرها در دولت او کامرانی کرده ایم

اینکه بینی گرد پیری نیست بر رخسار ما

خاک بر سر در عزای نوجوانی کرده ایم

ناله پردرد ما با گوش گلها آشناست

سالها با عندلیبان همزبانی کرده ایم

شهرت حسن ترا در پرده دارد غیرتم

بوی بیرون گرد گل را پاسبانی کرده ایم

جز جفا از مردم عالم نصیب ما نشد

هر قدر با خلق، جویا! مهربانی کرده ایم

پا به آرامگه عزلت اگر جمع کنم

خاطر خویش ز هر راهگذر جمع کنم

یک دهن خنده سرانجام نیابد از من

هر قدر غنچه صفت چاک جگر جمع کنم

آه ازین مقصد دوری که مرا در پیش است

چون درین فرصت کم، زاد سفر جمع کنم؟

من که پا در گلم از بار علایق چون سرو

دامن سعی چه بیجا به کمر جمع کنم

من که تخمی نفشاندم چه درو خواهم کرد؟

من که نخلی ننشاندم چه ثمر جمع کنم؟

قطرهٔ بحر وجودم گهر ناب شود

خویشتن را ز پراکندگی ار جمع کنم

خرم آن روز که از جوش ندامت جویا

قطرهٔ اشک پریشان و گهر جمع کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۷زین بیش جور با دل خونین ما مکن
  2. شمارهٔ ۹۳۸بی جان بود قدح شب آدینه بر زمین
  3. شمارهٔ ۹۳۹شب پا نهد چو مست می ناب بر زمین
  4. شمارهٔ ۹۴۰جهان را محتسب، چندی به کام می پرستان کن!‏
  5. شمارهٔ ۹۴۱چو یافت لذت بیداد خنجر مژگان
  6. شمارهٔ ۹۴۲چه می شود؟ نفسی در کنار ما بنشین!‏
  7. شمارهٔ ۹۴۳آنچه در حق گلستان می کند فصل خزان
  8. شمارهٔ ۹۴۴تو و نامهربانی و به قصد ما میان بستن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.