پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۰

جهان را محتسب، چندی به کام می پرستان کن!‏

ز می خمخانه ها را رشک کهسار بدخشان کن!‏

ز قید بوریا هم درد اگر داری مجرد شو

سموم آه را آتش فروز این نیستان کن

خرامت را بود کیفیت گردیدن ساغر

زمین و آسمان را از شراب جلوه مستان کن

اگر از بهر ما نبود، برای خود، خودآرا شو!‏

ز عکست عالم آیینه را رشک گلستان کن

ز خوان نعمت دیدار اگر محروم شد جویا

دلش را از خیال حسن پرشور نمکدان کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۲چه می شود؟ نفسی در کنار ما بنشین!‏
  2. شمارهٔ ۹۴۳آنچه در حق گلستان می کند فصل خزان
  3. شمارهٔ ۹۴۴تو و نامهربانی و به قصد ما میان بستن
  4. شمارهٔ ۹۴۵نخواهد کرد گردون بعد از این آهنگ جنگ من
  5. شمارهٔ ۹۴۶گر چنین در ضعف دایم بگذرد احوال من
  6. شمارهٔ ۹۴۷کام دل از لب شکرشکنی شیرین کن
  7. شمارهٔ ۹۴۸در دیار همتم فرش است گوهر بر زمین
  8. شمارهٔ ۹۴۹بر لب منه پیالهٔ سرشار بیش ازین
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.