پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۳

آنچه در حق گلستان می کند فصل خزان

بیش از این با عندلیبان می کند فصل خزان

دولت عهد شباب از موسم پیری مجوی

نخل را از برگ عریان می کند فصل خزان

برگ برگ نخل گل برگیست از بس جوش رنگ

جلوهٔ شوخ بهاران می کند فصل خزان

کی بود بر تخت نوروزی نشیند نوبهار

ظلم در حق گلستان می کند فصل خزان

با وجود پیری از کودک مزاجی نگذرد

نسخهٔ گل را پریشان می کند فصل خزان

دیدهٔ بد دور کز جوش بهار زعفران

عندلیبان را خوش الحان می کند فصل خزان

آنچه مرهم کرد با گلهای داغ سینه ام

کافرم گر با گلستان می کند فصل خزان

می دهد جویا زر گل را به باد نیستی

آنچه دارد باغ تالان می کند فصل خزان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۵نخواهد کرد گردون بعد از این آهنگ جنگ من
  2. شمارهٔ ۹۴۶گر چنین در ضعف دایم بگذرد احوال من
  3. شمارهٔ ۹۴۷کام دل از لب شکرشکنی شیرین کن
  4. شمارهٔ ۹۴۸در دیار همتم فرش است گوهر بر زمین
  5. شمارهٔ ۹۴۹بر لب منه پیالهٔ سرشار بیش ازین
  6. شمارهٔ ۹۵۰تو و مستی و ناز و عشوه و مغرور خود بودن
  7. شمارهٔ ۹۵۱چو رو از برقع آن رشک قمر می آورد بیرون
  8. شمارهٔ ۹۵۲آشفته زلف را ز صبا می‌کنی، مکن!
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.