پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۲

آشفته زلف را ز صبا می‌کنی، مکن!

ما را اسیر دام بلا می‌کنی، مکن!‏

بر شیشه پاره پای هوس می‌نهی، منه

قصد دل شکستهٔ ما می‌کنی، مکن!‏

نسبت مرا به اهل هوس می‌دهی، مده

تهمت به دودمان وفا می‌کنی، مکن!‏

چون غنچه آرمیده دلم در کنار زخم

آزرده‌اش به درد دوا می‌کنی، مکن!‏

می‌کن ستم به اهل هوس گر نمی‌کنی

این شیوه گر به اهل وفا می‌کنی، مکن!‏

دل خو گرفته است به درد تو عمرها

منت کش دواش چرا می‌کنی، مکن!‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۴کی کمال مرد بدخو بر کسی گردد عیان
  2. شمارهٔ ۹۵۵چون شمیم غنچه آیی گر ز قید دل برون
  3. شمارهٔ ۹۵۶خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن
  4. شمارهٔ ۹۵۷ز پهلوی ریاضت کسب انوار سعادت کن
  5. شمارهٔ ۹۵۸پنهان تراست ساعد سیمین در آستین
  6. شمارهٔ ۹۵۹ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
  7. شمارهٔ ۹۶۰کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان
  8. شمارهٔ ۹۶۱غازه از عکس رخت بر چهرهٔ گلشن مزن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.