پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۱

چو رو از برقع آن رشک قمر می آورد بیرون

به چشم مردمک چون مور پر می آورد بیرون

عجب نبود نگاهم آب و رنگ آه اگر دارد

سرشک آسا سر از چاک جگر می آورد بیرون

به صد رنگینی طاووس جنت یاد رخساری

دل پر داغ را از چشم تر می آورد بیرون

زند دل بر شکاف سینه خود را هر دم از شوقت

چو از چاک قفس مرغی که سر می آورد بیرون

نویسم نکته ای در آرزوی وصل اگر جویا

چو ناوک خامه ام از شوق پرمی آورد بیرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۳بی سخن نیست ترا یک سر مو بیش دهن
  2. شمارهٔ ۹۵۴کی کمال مرد بدخو بر کسی گردد عیان
  3. شمارهٔ ۹۵۵چون شمیم غنچه آیی گر ز قید دل برون
  4. شمارهٔ ۹۵۶خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن
  5. شمارهٔ ۹۵۷ز پهلوی ریاضت کسب انوار سعادت کن
  6. شمارهٔ ۹۵۸پنهان تراست ساعد سیمین در آستین
  7. شمارهٔ ۹۵۹ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
  8. شمارهٔ ۹۶۰کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.