پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۵

چون شمیم غنچه آیی گر ز قید دل برون

سیر عالم می کنی نارفته از منزل برون

نام رسوایم نگین را چون به خاطر بگذرد

سینه را چندان کند تا افکند از دل برون

سرو امیدت در اندک فرصتی بالا کشد

گر توانی آمدن از بند آب و گل برون

در دل هر کس که ذوق سیر راه هستی است

بال شوق افشان رود از خویش چون بسمل برون

زور دست ناتوانی قوت بازوی عجز

آورد شمشیر را از پنجهٔ قاتل برون

نیست بیم محتسب در شهربند بیخودی

می رود از خویش جویا مست لایعقل برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۷ز پهلوی ریاضت کسب انوار سعادت کن
  2. شمارهٔ ۹۵۸پنهان تراست ساعد سیمین در آستین
  3. شمارهٔ ۹۵۹ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
  4. شمارهٔ ۹۶۰کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان
  5. شمارهٔ ۹۶۱غازه از عکس رخت بر چهرهٔ گلشن مزن
  6. شمارهٔ ۹۶۲از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهن
  7. شمارهٔ ۹۶۳نیست جای پانهادن بر زمین
  8. شمارهٔ ۹۶۴در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.