پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۶

خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن

باید اول در قمار عاشقی جان باختن

دل به یادش ده که در نرد مروت خوشنماست

دیده و دانسته بازی را به مهمان باختن

کوس شهرت می زنی زین طبل در زیر گلیم

تا به کی پوشیده ماند عشق پنهان باختن

می توان کردن چو تحصیل زر از زر عیب نیست

زندگی در جستجوی آب حیوان باختن

هست جویا پیش ما روشن ضمیران همچو شمع

رونمای صبح رخسار بتان جان باختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۸پنهان تراست ساعد سیمین در آستین
  2. شمارهٔ ۹۵۹ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
  3. شمارهٔ ۹۶۰کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان
  4. شمارهٔ ۹۶۱غازه از عکس رخت بر چهرهٔ گلشن مزن
  5. شمارهٔ ۹۶۲از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهن
  6. شمارهٔ ۹۶۳نیست جای پانهادن بر زمین
  7. شمارهٔ ۹۶۴در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
  8. شمارهٔ ۹۶۵ساعد او می زند بر شمع کافور آستین
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.