پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۷

ز پهلوی ریاضت کسب انوار سعادت کن

دلت را از گداز تن حباب بحر رحمت کن

دل ز افسردگیها مرده ام را جانی از نو بخش

به شکر خند لطفی کار صد شور قیامت کن

صفای دل به نان خشک کی حاصل شود زاهد

به آب خشک هم چندی چو آیینه قناعت کن

مبادا از ترحم مرهم داغ دلم باشی

به داغ دیگرش مرهون منت کن، مروت کن!‏

بود موی سفیدت جادهٔ راه فنا جویا

تو هم این قامت خم گشته را محراب طاعت کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۹ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
  2. شمارهٔ ۹۶۰کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان
  3. شمارهٔ ۹۶۱غازه از عکس رخت بر چهرهٔ گلشن مزن
  4. شمارهٔ ۹۶۲از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهن
  5. شمارهٔ ۹۶۳نیست جای پانهادن بر زمین
  6. شمارهٔ ۹۶۴در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
  7. شمارهٔ ۹۶۵ساعد او می زند بر شمع کافور آستین
  8. شمارهٔ ۹۶۶خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.