پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۰

تو و مستی و ناز و عشوه و مغرور خود بودن

من و بی طاقتی و راه صحرا و نیاسودن

من و گریان چو ابر از غم، من و نالان چو نی هر دم

تو و خندان به رنگ گل، تو و پیمانه پیمودن

به ضبط خویش تا کی غنچه می مانی، که در آخر

به خون دل چو برگ لاله باید دامن آلودن

اسیر شعلهٔ حسنی که در بزم تماشایش

صدای دل شکستن آید از مژگان بهم سودن

زوالی ره نیابد در کمال باطنی جویا

به آب زر چو مه تا چند خواهی چهره اندودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۲آشفته زلف را ز صبا می‌کنی، مکن!
  2. شمارهٔ ۹۵۳بی سخن نیست ترا یک سر مو بیش دهن
  3. شمارهٔ ۹۵۴کی کمال مرد بدخو بر کسی گردد عیان
  4. شمارهٔ ۹۵۵چون شمیم غنچه آیی گر ز قید دل برون
  5. شمارهٔ ۹۵۶خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن
  6. شمارهٔ ۹۵۷ز پهلوی ریاضت کسب انوار سعادت کن
  7. شمارهٔ ۹۵۸پنهان تراست ساعد سیمین در آستین
  8. شمارهٔ ۹۵۹ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.