پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۲

چه می شود؟ نفسی در کنار ما بنشین!‏

به این شتاب کجا می روی؟ بیا بنشین!‏

خدات خیر دهد، آخر این چه انصاف است؟

به رغم غیر دمی هم به بزم ما بنشین!‏

تمام روز دو چشمم در انتظار تو بود

بیا خوش آمدی ای دوست مرحبا بنشین!‏

بخانه می روی این وقت شب، چه واقع شد؟

چرا سمج شده ای بندهٔ خدا بنشین!‏

چه در رکوع چنین خشک مانده ای زاهد؟

به طور مردم عالم بایست یا بنشین!‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۴تو و نامهربانی و به قصد ما میان بستن
  2. شمارهٔ ۹۴۵نخواهد کرد گردون بعد از این آهنگ جنگ من
  3. شمارهٔ ۹۴۶گر چنین در ضعف دایم بگذرد احوال من
  4. شمارهٔ ۹۴۷کام دل از لب شکرشکنی شیرین کن
  5. شمارهٔ ۹۴۸در دیار همتم فرش است گوهر بر زمین
  6. شمارهٔ ۹۴۹بر لب منه پیالهٔ سرشار بیش ازین
  7. شمارهٔ ۹۵۰تو و مستی و ناز و عشوه و مغرور خود بودن
  8. شمارهٔ ۹۵۱چو رو از برقع آن رشک قمر می آورد بیرون
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.