پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۶

گر چنین در ضعف دایم بگذرد احوال من

مو برآرد دیدهٔ آیینه از تمثال من

با کدورت بسکه بگذشت از غمت احوال من

در گذشتن سایه در پی داشت ماه و سال من

گردهٔ تصویر برخیزد غبار از تربتم

شد نهان در پرده های دل ز بس آمال من

نور شمع جان مرا در پرده هستی ازوست

می شود فانوس بزم آیینه را تمثال من

بسکه احوالم نهان در گرد کلفت گشته است

چون ورق گردان زمین را گرگشایی فال من

موج سان جویا خورد جوهر بهم آیینه را

دیده بگشاید اگر بر صورت احوال من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۸در دیار همتم فرش است گوهر بر زمین
  2. شمارهٔ ۹۴۹بر لب منه پیالهٔ سرشار بیش ازین
  3. شمارهٔ ۹۵۰تو و مستی و ناز و عشوه و مغرور خود بودن
  4. شمارهٔ ۹۵۱چو رو از برقع آن رشک قمر می آورد بیرون
  5. شمارهٔ ۹۵۲آشفته زلف را ز صبا می‌کنی، مکن!
  6. شمارهٔ ۹۵۳بی سخن نیست ترا یک سر مو بیش دهن
  7. شمارهٔ ۹۵۴کی کمال مرد بدخو بر کسی گردد عیان
  8. شمارهٔ ۹۵۵چون شمیم غنچه آیی گر ز قید دل برون
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.