پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۷

زین بیش جور با دل خونین ما مکن

با ما جفا مکن، مکن ای بیوفا مکن

سهل است جور، ترک محبت ز ما مکن

خون می چکد ز قطع تعلق بیا مکن

از ترک مدعاست که گردد دعا قبول

دست دعا بلند پی مدعا مکن

رنگ حیا ز شوخی می بر رخت شکست

لبریز باده شیشهٔ ناموس را مکن

ناصح خدا به دل شکنی کی بود رضا؟

منعم ز می برای رضای خدا مکن

ساقی به قدر ظرف به پیمانه ریز می

دل را از این زیاده به خود مبتلا مکن

دامان ناز را به میان بیش از این مزن

پیراهن تحمل جویا قبا مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۹شب پا نهد چو مست می ناب بر زمین
  2. شمارهٔ ۹۴۰جهان را محتسب، چندی به کام می پرستان کن!‏
  3. شمارهٔ ۹۴۱چو یافت لذت بیداد خنجر مژگان
  4. شمارهٔ ۹۴۲چه می شود؟ نفسی در کنار ما بنشین!‏
  5. شمارهٔ ۹۴۳آنچه در حق گلستان می کند فصل خزان
  6. شمارهٔ ۹۴۴تو و نامهربانی و به قصد ما میان بستن
  7. شمارهٔ ۹۴۵نخواهد کرد گردون بعد از این آهنگ جنگ من
  8. شمارهٔ ۹۴۶گر چنین در ضعف دایم بگذرد احوال من
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.