پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۳

رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم

راه ها مسدود چون دیدیم بر دریا زدیم

قابل یک چشم دیدن هم نبود این خاکدان

چشمکی از دور همچون برق بر دنیا زدیم

دست سعی ما نشد هرگز به ساحل آشنا

هر قدر در بحر غم چون موج دست و پا زدیم

گشته دورانی که از لخت دلم خواهد کباب

با کسی کز گر مخویی روز و شب صهبا زدیم

فوج غم بر خاطر مسرور ما دستی نیافت

تا به دامان توکل دست استغنا زدیم

یک صدای آشنا هرگز به گوش ما نخورد

حلقه چندانی که جویا بر در دل‌ها زدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۵از سکوت افشای اسرار نهانی کرده ایم
  2. شمارهٔ ۹۳۶عذار لعل‌گون خوب است از خوبان به هم سودن
  3. شمارهٔ ۹۳۷زین بیش جور با دل خونین ما مکن
  4. شمارهٔ ۹۳۸بی جان بود قدح شب آدینه بر زمین
  5. شمارهٔ ۹۳۹شب پا نهد چو مست می ناب بر زمین
  6. شمارهٔ ۹۴۰جهان را محتسب، چندی به کام می پرستان کن!‏
  7. شمارهٔ ۹۴۱چو یافت لذت بیداد خنجر مژگان
  8. شمارهٔ ۹۴۲چه می شود؟ نفسی در کنار ما بنشین!‏
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.