پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۳

خاک راه آن سیه مستم به هنگام خرام

تا مگر سرو روانش را به خود مایل کنم

یاد آن زلف گرهگیرم چو در دل بگذرد

ناخن اندیشه صرف عقدهٔ مشکل کنم

خویشتن‌پرور شدن خوش‌تر ز تن پروردن است

تا به کی اوقات خود را صرف آب و گل کنم

جامهٔ هستی بر اندامم نمازی می‌شود

داغ خواهش را گر از دامان دل زائل کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۵خموشم ارچه به ظاهر ولی پر از سخنم
  2. شمارهٔ ۹۲۶مرا بس بود روز دیوان عام
  3. شمارهٔ ۹۲۷شدم پیر و همان مغلوب نفس غفلت آیینم
  4. شمارهٔ ۹۲۸طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلم
  5. شمارهٔ ۹۲۹به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم
  6. شمارهٔ ۹۳۰زخنده ساغر بر لب رسیده ای دارم
  7. شمارهٔ ۹۳۱خود را به تو بی راحله رفتم برسانم
  8. شمارهٔ ۹۳۲تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.