پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۵

خموشم ارچه به ظاهر ولی پر از سخنم

ترنج جلد کتابست داغها به تنم

همین نه ز آتش دل استخوان چو موج گداخت

حباب وار به تن آب گشت پیرهنم

خزان زنده دلان نیست خالی از جوشی

گرم سفید بود مو بهار یاسمنم

غریب عالم بی اعتبار آب و گلم

به هر کجا روم از خویشتن بود وطنم

بهار باغ تمنا چه کم ز جوش گل است

ز فیض عشق سراپا شکفته چون چمنم

به شور آمده دریا، به ناله آمده کوه

کسی که ساخته جویا، به درد عشق، منم!‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۷شدم پیر و همان مغلوب نفس غفلت آیینم
  2. شمارهٔ ۹۲۸طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلم
  3. شمارهٔ ۹۲۹به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم
  4. شمارهٔ ۹۳۰زخنده ساغر بر لب رسیده ای دارم
  5. شمارهٔ ۹۳۱خود را به تو بی راحله رفتم برسانم
  6. شمارهٔ ۹۳۲تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
  7. شمارهٔ ۹۳۳رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم
  8. شمارهٔ ۹۳۴ز لعل او دلی شوریده دارم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.