پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۲

خیال ساغر چشم تو کرده مدهوشم

نگاه ناز به دوش برده از هوشم

اسیر عشق توام لب به ناله نگشایم

چو غنچه در بغلم آتش است و خاموشم

به روی کار خود از گریه می دهم آبی

بهار عنبرم از اشک خویش در جوشم

هرگز نشد به ساغر می آشنا لبم

چون جام گل ز خون دل خود لبالم

بی اختیار همچو لب زخم می شود

در وصف تیغ ابرویت از هم جدا لبم

در کام خواهش لب لعل تو جا گرفت

از ساعتی که شد به لبن آشنا لبم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۴تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه ام
  2. شمارهٔ ۹۰۵به تماشای تو بشفت بهار نگهم
  3. شمارهٔ ۹۰۶چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام
  4. شمارهٔ ۹۰۷ز بی‌تابی شود هردم فزون‌تر آتش شوقم
  5. شمارهٔ ۹۰۸گرفت عشقش ازین دست اگر گریانم
  6. شمارهٔ ۹۰۹دهد بوی جگر پرکاله آهم
  7. شمارهٔ ۹۱۰از وصال مایوس است این دلی که من دارم
  8. شمارهٔ ۹۱۱بسکه تلخی چشانده هجرانم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.