پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۹

گل دیدار ترا چون پی چیدن رفتم

شبنم آسا همه تن دیده به دیدن رفتم

همچو آن شمع که در رهگذر باد بود

بسکه بگریستم از غم به چکیدن رفتم

استخوان را طپش نبض بود در بدنم

موجم، از خود به پر و بال طپیدن رفتم

گل الفت خورد از چشمهٔ یکرنگی آب

تا شوم رام تو وحشی به رمیدن رفتم

لطف کن جام روان بخش! وگرنه چو حباب

اینک از خویش به خمیازه کشیدن رفتم

حیرتم بر سر شور است، حریفان عشقی!

خامشی نغمه سرا شد به شنیدن رفتم

قامتم نیست دو تا گشته ز پیری جویا

بسکه پر بار گناهم به خمیدن رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۱دل پراضطرابی؛ دست و پا گم کرده‌ای دارم
  2. شمارهٔ ۹۲۲در چمن با درد عشقت گر دمی منزل کنم
  3. شمارهٔ ۹۲۳خاک راه آن سیه مستم به هنگام خرام
  4. شمارهٔ ۹۲۴سبز در خون جگر شد ریشهٔ اندیشه ام
  5. شمارهٔ ۹۲۵خموشم ارچه به ظاهر ولی پر از سخنم
  6. شمارهٔ ۹۲۶مرا بس بود روز دیوان عام
  7. شمارهٔ ۹۲۷شدم پیر و همان مغلوب نفس غفلت آیینم
  8. شمارهٔ ۹۲۸طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.