پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۴

عشق در زنهار باشد از دل غم پیشه ام

نی به ناخن می کند شیر ژیان را بیشه ام

من که از طفلی نمک پروردهٔ درد توام

همچو سرو آه در دلهاست محکم ریشه ام

فکرم از یاد میان یار نازک گشته است

برنتابد نشتر دخلی رگ اندیشه ام

عار دارد سعی فرهادیم از صورت کشی

خوردهٔ جانست پنداری شرار تیشه ام

هیچ کم نبود می لعلی زلعل آبدار

می زند پهلو به سنگ خاره جویا شیشه ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۶نمک پروردهٔ لعلت تکلم
  2. شمارهٔ ۹۱۷بزم رقصی زا ن نگار سیمبر می خواستیم
  3. شمارهٔ ۹۱۸تا به معراج فنا یعنی شهادتگاه عشق
  4. شمارهٔ ۹۱۹گل دیدار ترا چون پی چیدن رفتم
  5. شمارهٔ ۹۲۰چون آینه بر روی تو مدهوش نگاهم
  6. شمارهٔ ۹۲۱دل پراضطرابی؛ دست و پا گم کرده‌ای دارم
  7. شمارهٔ ۹۲۲در چمن با درد عشقت گر دمی منزل کنم
  8. شمارهٔ ۹۲۳خاک راه آن سیه مستم به هنگام خرام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.