پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی

غزلیات

۴۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ عاشق بکوی عشق چو خود را فدی کند
  2. شمارهٔ ۱۸۲ زهی جمال و ملاحت که یار ما دارد
  3. شمارهٔ ۱۸۳ جان ما بربست رخت و سوی جانان می‌رود
  4. شمارهٔ ۱۸۴ چون سوز عشقت پایان ندارد
  5. شمارهٔ ۱۸۵ چو حسن روی او جلوه گری کرد
  6. شمارهٔ ۱۸۶ از ما سخن کشف و کرامات مپرسید
  7. شمارهٔ ۱۸۷ چون از ازل نصیبه ما عشق یار بود
  8. شمارهٔ ۱۸۸ چون جمال دوست خود را جلوه داد
  9. شمارهٔ ۱۸۹ یارم چو ز رخ نقاب بگشود
  10. شمارهٔ ۱۹۰ تا نقاب از مهر رویش دور شد
  11. شمارهٔ ۱۹۱ هر لحظه بروئی دگر آن روی نماید
  12. شمارهٔ ۱۹۲ مهر رخسارت ز ذرات جهان پیدا بود
  13. شمارهٔ ۱۹۳ تا بکفر زلف تو جان مرا اقرار شد
  14. شمارهٔ ۱۹۴ چو خورشید جمالت روی بنمود
  15. شمارهٔ ۱۹۵ چو مهر جمال تو در جلوه بود
  16. شمارهٔ ۱۹۶ خوش وقت عاشقان که بمعشوق همبرند
  17. شمارهٔ ۱۹۷ آن دلبر طناز نگوئی که کجا شد
  18. شمارهٔ ۱۹۸ حُسن رخسار تو چون میل نقابی می‌کند
  19. شمارهٔ ۱۹۹ یارم اگر جمال نماید چه می شود
  20. شمارهٔ ۲۰۰ زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
  21. شمارهٔ ۲۰۱ حسن تو جلوه کرد و بعالم عیان شد
  22. شمارهٔ ۲۰۲ زان روز که روی تو مرا در نظر آمد
  23. شمارهٔ ۲۰۳ هنوز هست جهان را به نیست مأوابود
  24. شمارهٔ ۲۰۴ دوش جانم در هوای آن خط و رخسار بود
  25. شمارهٔ ۲۰۵ عاشقان تا در میان زنار عشقت بسته‌اند
  26. شمارهٔ ۲۰۶ نمی دانم بقول حاسدی چند
  27. شمارهٔ ۲۰۷ معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود
  28. شمارهٔ ۲۰۸ چون نقاب زلف مشکین از جمال خود گشود
  29. شمارهٔ ۲۰۹ یار با ما پرتوی از نور روی خود نمود
  30. شمارهٔ ۲۱۰ چو الطاف الهی رهبر آمد
  31. شمارهٔ ۲۱۱ چو نار هجر او جان میگدازد
  32. شمارهٔ ۲۱۲ جان ما را میل دل جستن نشد
  33. شمارهٔ ۲۱۳ حالیا رفتیم یاران خیرباد
  34. شمارهٔ ۲۱۴ کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکند
  35. شمارهٔ ۲۱۵ من عاشق آن جان و جهانم همه دانند
  36. شمارهٔ ۲۱۶ دوش یارم پرده از رخسار خود بگشاده بود
  37. شمارهٔ ۲۱۷ با همچو تو یاری نفسی هر که برآرد
  38. شمارهٔ ۲۱۸ در هوای عشق بازم دل پرواز کرد
  39. شمارهٔ ۲۱۹ آنها که جهان آینه روی تو دانند
  40. شمارهٔ ۲۲۰ زان دم که باده خم وحدت بجام شد
  41. شمارهٔ ۲۲۱ جمال روی تو هرگه نقاب بگشاید
  42. شمارهٔ ۲۲۲ ای قامت رعنای تو رشک سهی سروبلند
  43. شمارهٔ ۲۲۳ عاشقان در آتش عشق تو خود را سوختند
  44. شمارهٔ ۲۲۴ مقصود ز عمرم همه سوزست و غم و درد
  45. شمارهٔ ۲۲۵ دیده ام عالم نمود بود بود
  46. شمارهٔ ۲۲۶ ز شوقت جمله عالم بیقرارند
  47. شمارهٔ ۲۲۷ آنان که درد عشق تو برجان گزیده اند
  48. شمارهٔ ۲۲۸ جهان رانور رویت روشنی داد
  49. شمارهٔ ۲۲۹ ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
  50. شمارهٔ ۲۳۰ آنان که ز درد عشق مستند
  51. شمارهٔ ۲۳۱ عشق چو جور و ستم آغاز کرد
  52. شمارهٔ ۲۳۲ تا به فن دلربایی آن صنم استاد شد
  53. شمارهٔ ۲۳۳ هر دل که نه عشق یار دارد
  54. شمارهٔ ۲۳۴ چو دل در دست عشقش مبتلا شد
  55. شمارهٔ ۲۳۵ مرا سودای او دیوانه دارد
  56. شمارهٔ ۲۳۶ کسی کورا غم جانان نباشد
  57. شمارهٔ ۲۳۷ ساقیا می ده که هشیارم کند
  58. شمارهٔ ۲۳۸ تا آتش سودای تو در جان من افتاد
  59. شمارهٔ ۲۳۹ در سینه ما جز غم معشوق مجوئید
  60. شمارهٔ ۲۴۰ حاجیان حرم وصل لقا یافته اند

متن اشعار به نقل از گنجور.