پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

زان دم که باده خم وحدت بجام شد

مستی و عیش در همه آفاق عام شد

نام و نشان عالم و آدم نبد پدید

از جلوه جمال تو عالم بنام شد

تا باده لب تو بکام جهان رسید

زان می جهان چو چشم تو مست مدام شد

از عشوه های حسن تو عالم نظام یافت

کار جهان ز پرتو رویت بکام شد

هر ذره ز مهر تو تابان شده چو ماه

تا ظل عالیت بسرش مستدام شد

غیرت نقاب زلف ز روی تو برگرفت

تا وایه ام ز ماه رخ تو تمام شد

گفتم ز چین زلف بخال توره برم

از بهر دانه جان اسیری بدام شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲ای قامت رعنای تو رشک سهی سروبلند
  2. شمارهٔ ۲۲۳عاشقان در آتش عشق تو خود را سوختند
  3. شمارهٔ ۲۲۴مقصود ز عمرم همه سوزست و غم و درد
  4. شمارهٔ ۲۲۵دیده ام عالم نمود بود بود
  5. شمارهٔ ۲۲۶ز شوقت جمله عالم بیقرارند
  6. شمارهٔ ۲۲۷آنان که درد عشق تو برجان گزیده اند
  7. شمارهٔ ۲۲۸جهان رانور رویت روشنی داد
  8. شمارهٔ ۲۲۹ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.