پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

آنها که جهان آینه روی تو دانند

از دفتر عالم رقم حسن تو خوانند

آنان که نظر برخط و خال تو ندارند

از بی بصرانند و عجب بیخبرانند

عشاق تو با آنکه اسیران بلایند

از دولت عشق تو سلاطین جهانند

گر عاشق و معشوق ز هم بازشناسی

بینی که یقین شاه و گدا هم نفسانند

بگذشت بعشاق و همی گفت بطعنه

بنگر که اسیر غم عشقم چه کسانند

بیمار غم عشق تو تا جان نسپارد

از آب حیات لب لعلت نچشانند

گفتی که اسیری بره عشق فنا شو

برهر چه بود رای تو عشاق برآنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱جمال روی تو هرگه نقاب بگشاید
  2. شمارهٔ ۲۲۲ای قامت رعنای تو رشک سهی سروبلند
  3. شمارهٔ ۲۲۳عاشقان در آتش عشق تو خود را سوختند
  4. شمارهٔ ۲۲۴مقصود ز عمرم همه سوزست و غم و درد
  5. شمارهٔ ۲۲۵دیده ام عالم نمود بود بود
  6. شمارهٔ ۲۲۶ز شوقت جمله عالم بیقرارند
  7. شمارهٔ ۲۲۷آنان که درد عشق تو برجان گزیده اند
  8. شمارهٔ ۲۲۸جهان رانور رویت روشنی داد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.