پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

در هوای عشق بازم دل پرواز کرد

بار دیگر عاشقی جانم ز سر آغاز کرد

بر در او بس که بنشستم درآخر آن صنم

رحم کرد و آن در بسته برویم باز کرد

چون درون رفتم بخلوتخانه بزم شهود

وه چه دلداری که با من دلبر طناز کرد

چون ز نقش غیرخالی دید او لوح دلم

در سرای انس با خود جان ما دمساز کرد

هرکه از خلقان چو عنقا در جهان عزلت گزید

مرغ جانش در هوای لامکان پرواز کرد

هرکه بیند از همه عالم جمال روی او

در نهان و آشکارا با خودش همراز کرد

در جمال نوربخشش چون اسیری شد فنا

از بقای بی زوالش بانوا و ساز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰زان دم که باده خم وحدت بجام شد
  2. شمارهٔ ۲۲۱جمال روی تو هرگه نقاب بگشاید
  3. شمارهٔ ۲۲۲ای قامت رعنای تو رشک سهی سروبلند
  4. شمارهٔ ۲۲۳عاشقان در آتش عشق تو خود را سوختند
  5. شمارهٔ ۲۲۴مقصود ز عمرم همه سوزست و غم و درد
  6. شمارهٔ ۲۲۵دیده ام عالم نمود بود بود
  7. شمارهٔ ۲۲۶ز شوقت جمله عالم بیقرارند
  8. شمارهٔ ۲۲۷آنان که درد عشق تو برجان گزیده اند
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.