پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

ای قامت رعنای تو رشک سهی سروبلند

وی شیوه و ناز تو در پیش نظر بازان پسند

بگشای چین زلف را، آزاده کن ما را ز ما

تاکی دل و جان مرا چون بندیان داری ببند

عالم بدام فتنه شد پا بسته قید بلا

بهر شکار صید چون انداخت گیسویت کمند

از شربت لعل لبت درد دلم را کن دوا

در تاب تب جانهای ما در نار هجران تا بچند

عشاق را سود و زیان سودای زلف سرکشت

مهر رخ چون ماه تو سرمایه هرمستمند

ای ناصح مشفق دگر پند من عاشق مده

زیرا زیان عشق را پندت نباشد سودمند

کوری چشم حاسدان سر جمال نوربخش

هر دم اسیری بیشتر میگو به آواز بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴مقصود ز عمرم همه سوزست و غم و درد
  2. شمارهٔ ۲۲۵دیده ام عالم نمود بود بود
  3. شمارهٔ ۲۲۶ز شوقت جمله عالم بیقرارند
  4. شمارهٔ ۲۲۷آنان که درد عشق تو برجان گزیده اند
  5. شمارهٔ ۲۲۸جهان رانور رویت روشنی داد
  6. شمارهٔ ۲۲۹ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
  7. شمارهٔ ۲۳۰آنان که ز درد عشق مستند
  8. شمارهٔ ۲۳۱عشق چو جور و ستم آغاز کرد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.