پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد

منت عالم بهر جامی به مستان می نهد

زان شراب بیخودی دریاب جانم را که چون

مست گردد از خمار هستی خود وارهد

هرزمان صد جان تازه یابد از دیدار دوست

هرکه جان و دل بهای نقد وصلش می دهد

آن امانت کز زمین و آسمان آمد دریغ

جان آدم زان امینش شد کامانت وا دهد

در هوای او اسیری از خودی آمد برون

همچو آن مرغی که از بند قفس ناگه جهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱عشق چو جور و ستم آغاز کرد
  2. شمارهٔ ۲۳۲تا به فن دلربایی آن صنم استاد شد
  3. شمارهٔ ۲۳۳هر دل که نه عشق یار دارد
  4. شمارهٔ ۲۳۴چو دل در دست عشقش مبتلا شد
  5. شمارهٔ ۲۳۵مرا سودای او دیوانه دارد
  6. شمارهٔ ۲۳۶کسی کورا غم جانان نباشد
  7. شمارهٔ ۲۳۷ساقیا می ده که هشیارم کند
  8. شمارهٔ ۲۳۸تا آتش سودای تو در جان من افتاد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.