پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

کسی کورا غم جانان نباشد

همان بهتر که اورا جان نباشد

ببزم وصل جانان ره کسی برد

که در قید جهان و جان نباشد

بعشقت کافر آمد هرکه او را

بکفر زلف تو ایمان نباشد

مجو زاهد ز من سامان درین راه

که راه عشق را سامان نباشد

نیاز عاشقان گردد همه ناز

اگر معشوق جان پنهان نباشد

فنا شو گر وصال یار خواهی

ترا تا این نباشد آن نباشد

دلی کو با غم عشق است همدم

نخوانم دل اگر شادان نباشد

نمی پرسد طبیب از حال زارم

مگر درد مرا درمان نباشد

اسیری بی می و شاهد توان بود

ولی این شیوه رندان نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸تا آتش سودای تو در جان من افتاد
  2. شمارهٔ ۲۳۹در سینه ما جز غم معشوق مجوئید
  3. شمارهٔ ۲۴۰حاجیان حرم وصل لقا یافته اند
  4. شمارهٔ ۲۴۱ای بت عشوه‌ساز من! بی‌تو به سر نمی‌شود
  5. شمارهٔ ۲۴۲آن هادی ره روان کجا شد
  6. شمارهٔ ۲۴۳روی تو بهر شیوه شیدای دگر دارد
  7. شمارهٔ ۲۴۴والله لیس غیرک فی عرصة الوجود
  8. شمارهٔ ۲۴۵هر کو رخ نیاز برین آستان نهاد
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.