پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

ای بت عشوه‌ساز من! بی‌تو به سر نمی‌شود

دلبر جان‌نواز من! بی‌تو به سر نمی‌شود

حاصل روزگار من! مونس و غم‌گسار من!

همدم جان زار من! بی‌تو به سر نمی‌شود

باده تویی و جام، من، نور، تویی، ظلام، من

شخص تویی و نام، من، بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو بلای جان شوی، دل ببری نهان شوی

مونس دیگران شوی، بی‌تو به سر نمی‌شود

فتنهٔ عاشقان تویی، آفت بی‌دلان تویی

شور جهانیان تویی، بی‌تو به سر نمی‌شود

درد دهی، دعا کنم، جور کنی، وفا کنم

جنگ کنی، صفا کنم، بی‌تو به سر نمی‌شود

گر چه شوی تو کینه‌ور، ور نکنی به من نظر

یا که برانیم ز در، بی‌تو به سر نمی‌شود

گر بدهی مراد من، ور ندهی تو داد من

ور نکنی تو یاد من، بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو اسیریم کنی، تیغ جفا به من زنی

محو کنی ز من منی، بی‌تو به سر نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳روی تو بهر شیوه شیدای دگر دارد
  2. شمارهٔ ۲۴۴والله لیس غیرک فی عرصة الوجود
  3. شمارهٔ ۲۴۵هر کو رخ نیاز برین آستان نهاد
  4. شمارهٔ ۲۴۶جام تجلیش که بناگاه میدهند
  5. شمارهٔ ۲۴۷اگر مخالف طبع و هواتوانی بود
  6. شمارهٔ ۲۴۸شهباز روح قدسی از دام تن جدا شد
  7. شمارهٔ ۲۴۹در آرزوی روی تو گشتیم بیقرار
  8. شمارهٔ ۲۵۰مستم ز جام عشق و ندارم ز خود خبر
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.