پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

اگر مخالف طبع و هواتوانی بود

بدل موافق اهل صفا توانی بود

اگر ز کبر و ریا بگذری چو اهل خدا

مقیم در حرم کبریا توانی بود

جفای هر کس و ناکس اگر کشی ای دل

بعشق دوست زاهل وفا توانی بود

اگر حجاب توئی از میانه برخیزد

یقین که ناظر نور لقا توانی بود

چو مست و بیخبر از باده فنا گردی

حریف شاهد و جام بقا توانی بود

اگر گردای در اهل دل بجان گردی

بملک فقر و فنا پادشا توانی بود

چو اقتداء حقیقی باهل دل کردی

اسیریا بجهان مقتدا توانی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹در آرزوی روی تو گشتیم بیقرار
  2. شمارهٔ ۲۵۰مستم ز جام عشق و ندارم ز خود خبر
  3. شمارهٔ ۲۵۱چون دور شد از حسن رخت پرده انوار
  4. شمارهٔ ۲۵۲دیوانه عشق توام و ز عقل و دینم بی‌خبر
  5. شمارهٔ ۲۵۳مثنوی عین الحیات است ای پسر
  6. شمارهٔ ۲۵۴بی شادی وصال تو دل را کجا قرار
  7. شمارهٔ ۲۵۵ای از جمال رویت کون و مکان منور
  8. شمارهٔ ۲۵۶نهال دوستی را در بر آور
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.