پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

نهال دوستی را در بر آور

کنار از ما مجو سرو سمن بر

بده ساقی بسرمستان عشقت

از آن لب باده چون شهد و شکر

بایمان حقیقی جان ما را

بغیر از کفر زلفت نیست رهبر

غبار غیر برروی تو حیف است

برافشان دامن زلف معنبر

بنور دیده جان می توان دید

جمال روی آن خورشید خاور

به یغما ترک چشم مست از ما

دل و دین می برد جان نیز برسر

به سان ذره شیدا گشت جانم

ز تاب آفتاب روی دلبر

بهردم حسن روی دوست بینم

بناز و شیوه غیری مکرر

اسیری از خودی شد محو و بیخود

درآن ساعت که یار آمد برابر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸عاشق چشمان مست آن نگار
  2. شمارهٔ ۲۵۹ای جمالت رو نموده هر زمان جائی دگر
  3. شمارهٔ ۲۶۰زان کمان ابرو رسد هر دم مرا تیری دگر
  4. شمارهٔ ۲۶۱ای ز خورشید جمالت هر دوعالم غرق نور
  5. شمارهٔ ۲۶۲بر صورت ذرات جهان گشت پدیدار
  6. شمارهٔ ۲۶۳ای دل براه عشق ز کونین در گذر
  7. شمارهٔ ۲۶۴مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار
  8. شمارهٔ ۲۶۵دل و دینم ببرد آن شوخ عیار
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.