پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

دل و دینم ببرد آن شوخ عیار

چه میخواهد ندانم از من آن یار

بغیر از ناله و آه جگر سوز

ندارم در غم عشقش دگر کار

چو دید او کز غم عشقش چنینم

نمود آخر بمن بی پرده دیدار

ز یک جرعه ازآن جام تجلی

شدم سرمست و دیوانه بیکبار

اگر صد بار روزی رخ نماید

بحسن دیگرش بینم بهربار

شدم حیران میان نور و ظلمت

چو دیدم آن خط و عارض بهم یار

رخش مارا برد رو سوی مسجد

لبش گوید درآ در کوی خمار

بجان دارم نهان اسرار جانان

چو منصورم اگر آرند بردار

اسیری را چو دید او محرم راز

نهان از وی ندارد هیچ اسرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷فوحدته فی کثرة الکون ظاهر
  2. شمارهٔ ۲۶۸از بحر تلخ و شور غم هجر برکنار
  3. شمارهٔ ۲۶۹مائیم بعشق تو میان بسته بزنار
  4. شمارهٔ ۲۷۰ای باد صبا ز روی دلدار
  5. شمارهٔ ۲۷۱در خرابات آمدم دوشینه هنگام سحر
  6. شمارهٔ ۲۷۲آمد برون ز خانه بصد ناز و عشوه یار
  7. شمارهٔ ۲۷۳ساقی قدحی بکام ما ریز
  8. شمارهٔ ۲۷۴ای عشق چاره ساز جگر سوز دلنواز
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.