پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

ای عشق چاره ساز جگر سوز دلنواز

بستان مرا ز دست من و کار من بساز

گر داستان زلف تو خوانم مطولست

کوته کنم بروی تو افسانه دراز

کی آورم بسجده محراب سرفرو

گر نیست طاق ابروی تو قبله در نماز

گر وصل دوست میطلبی هست و نیست را

خوش در قمار عشق بیکباره پاکباز

گر عاشقان ز محنت عشقند خوار و زار

همت نگر بعشق تو مائیم سرفراز

با هر کسی ز خوان کرم بخش و قسمتی است

معشوق و ناز و عاشق بیچاره و نیاز

در بوته مجاهده بربوی وصل یار

جانم اسیریا همه دم هست درگداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶عاشق دیوانه دل کز غم همه سوزست و ساز
  2. شمارهٔ ۲۷۷دلا در عاشقی می سوز و می ساز
  3. شمارهٔ ۲۷۸قصد جانم کرد یار دلنواز
  4. شمارهٔ ۲۷۹ای نموده شاهد حسن تو رو درهر لباس
  5. شمارهٔ ۲۸۰عاشق روی توام بهر چه می ترسم زکس
  6. شمارهٔ ۲۸۱در سرم سودای آن یارست و بس
  7. شمارهٔ ۲۸۲محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس
  8. شمارهٔ ۲۸۳گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.