پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

عاشق دیوانه دل کز غم همه سوزست و ساز

نقد جان در بوته عشق تو دارد در گداز

جر نیاز و سوز نبود رهبر سالک بدوست

نیست بی رهبر کسی را ره بوصل بی نیاز

در قمار عشق جانان هم به داو اولین

دین و دنیا جان و دل در باخت رند پاکباز

نیست بی دلبر دلم را هیچ آرام و قرار

جان مشتاق لقا را صبر کو بی دلنواز

دیده از ما وام کن زاهد ببین رخسار دوست

دیده محمود باید بهر دیدار ایاز

مؤمنان در مسجد و کفار در بتخانه ها

رو به محراب دو ابروی تو دارند در نماز

طایر جان اسیری در پی عنقای وصل

در هوای لامکان طیران کند چون شاهباز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸قصد جانم کرد یار دلنواز
  2. شمارهٔ ۲۷۹ای نموده شاهد حسن تو رو درهر لباس
  3. شمارهٔ ۲۸۰عاشق روی توام بهر چه می ترسم زکس
  4. شمارهٔ ۲۸۱در سرم سودای آن یارست و بس
  5. شمارهٔ ۲۸۲محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس
  6. شمارهٔ ۲۸۳گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش
  7. شمارهٔ ۲۸۴دوش یارم جام می آورد و گفت این را بنوش
  8. شمارهٔ ۲۸۵اگر چه عاشقیم ورند و قلاش
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.