پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

قصد جانم کرد یار دلنواز

ریخت خونم بی گنه آن سروناز

شهسوار حسن گو اسب جفا

با گدای باوفا چندین متاز

بیش ازین دل در غم دوری مسوز

جان من رحمی نما با ما بساز

عاشق آن قامت رعنا کجا

آورد در دیده سرو سرفراز

در نیاز عاشق دیوانه بین

نازکم کن تا بکی ای بی نیاز

عاشق آن باشد که باشد دایما

ز آتش عشق تو در سوز و گداز

در غم عشق است اسیری جان و دل

گر تو هستی رند و عاشق پاکباز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰عاشق روی توام بهر چه می ترسم زکس
  2. شمارهٔ ۲۸۱در سرم سودای آن یارست و بس
  3. شمارهٔ ۲۸۲محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس
  4. شمارهٔ ۲۸۳گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش
  5. شمارهٔ ۲۸۴دوش یارم جام می آورد و گفت این را بنوش
  6. شمارهٔ ۲۸۵اگر چه عاشقیم ورند و قلاش
  7. شمارهٔ ۲۸۶تا که دریای قدم آمد بجوش
  8. شمارهٔ ۲۸۷دلدار برگرفت نقاب از جمال خویش
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.